
تعبیر خواب های سال ۹۰ » خواب های اول فروردین لغایت اول مرداد ۹۰
فائزه
مشکلاتی در زندگی شخصی تان دارید که بزودی برطرف خواهند شد ، سفر حج نصیب تان خواهد شد ، از دوستان ناباب و ظاهر بین دوری کنید ، بدلیل ایمان قلبی و ذات خوبی که دارید درهای خوشبختی و سعادت به روی شما گشوده خواهد شد ، ایمان تان را قوی تر کنید تا زودتر به این مرحله برسید ، انشاءالله ...
غزل » خواب دیدم که جا کفشی توی خونه پر از کفش هست و من نشستم و میخواستم یه کفش انتخاب کنم تا بپوشم و بروم بیرون ... چند جفت کفش بود اونها رو کنار میزدم که ناگهان یه کفش قدیمی توی جاکفشی اومد جلوی چشمم کنار هم جفت نبود من گفتم تو دیگه کجا بودی من که انداخته بودمت دور!! بعد جفتش کردم و اون لنگه کفش مشکی رو در آوردم و کنار هم گذاشتم جلوی پایم و گفتم تو رو میپوشم! ...
در تعبیر هر دو خواب شما که وجه اشتراک زیادی نیز دارند باید گفت که در گذشته شما فردی وجود داشته که به او علاقه مند بوده اید یا او خواستگار شما بوده و هنوز هم شما را دوست داشته و در قلب او جای دارید و به دلایلی این رابطه به ازدواج منجر نشده است ، این فرد به بیماری دچار بوده و مشکلاتی خواهد داشت ... سرانجام اینکه شما و او دوباره با هم روبرو میشوید و به احتمال بسیار زیاد ازدواج خواهید کرد و با کمک شما او بر بیماری اش غلبه میکند و شفا میابد.
مینا » خواب دیدم کسی که دوسش دارم مرده و انقدر درکش تو خواب قوی بود که همش در حال گریه و شیون بودم ...
فرد مورد علاقه شما عمری طولانی خواهد داشت ، گریه و شیون نیز شنیدن اخبار خوشایند و خوشحالی است.
صبا » خواب دیدم که همه جا زلزله میاد ، من و خانواده ام در حال فرار کردن هستیم به ساحلی میرسیم که اب انجا بالا میاد و همه ما غرق میشویم ...
اتفاقات بزرگی در زندگی شما و خانواده تان رخ خواهد داد ، مشکلات ، غم و اندوه و دردسرهای بزرگی در راه است ، برای رهایی از آن به خدا توکل کنید و هر روز صدقه بدهید ... اغلب خواب ها هشداری هستند برای ما برای جلوگیری از وقوع حوادث و مشکلات ، شما نیز هشداری دریافت کرده اید که نشان میدهد باید شما و خانواده تان خوب در تصمیمات زندگی تان دقت کنید تا مشکلی رخ ندهد.
فرناز » خواب میدیدم که چادر و مقنعه سفید پوشیدم و رفتم پایین خونمون که یه باغ هست و تو این باغ فقط گلهای سفید بود ... منظره خیلی زیبایی بود از این باغ چند تا حیون در اومدن که خودشون بدون اینکه به من کاری داشته باشند از باغ رفتند بیرون ... فقط یکیشون رو یادمه که یه شیر بود ولی به من کاری نداشت ... خواب میدیدم که باردارم از پسر عمه ام که ازدواج کرده بود و خانمش از من کوچکتر و اونم باردار بود ... تو خواب خونه عمه ام بودم و ازم پذیرایی می کرد و دلداریم میداد که اصلا کار بدی نکردی ... با عمه ام قهریم ...
شما در دل رازی دارید که از برملا شدن ان میترسید ، این راز به اندازه ای بزرگ است که برملا شدن ان میتواند برایتان بی آبرویی بزرگی بهمراه داشته باشد ... اگر خوب در گفتار و کردارتان دقت کنید غم ها از شما دور شده و جای خود را به آرامش میدهند ... بارداری نشانه غم و اندوهی است که به اندازه زمان بارداری برای شما به طول میانجامد ... در کل باید خیلی مراقب اعمال تان باشید و حتی از فکرهای ناپسند هم دوری کنید تا مشکلی متوجه شما و خانواده پسر عمه تان نشود ...
افسانه » خواب دیدم 2 تا روسری خریدم اولش به نظرم آمد چیز ارزانی است ... بعد از کار خودم پشیمان شدم ودیدم روسری زیبایی است ...
شما در تصمیمات مهمی به موفقیت خواهید رسید ، در ابتدا ممکن است فکر کنید این موفقیت چیز گرانبهایی نیست اما بزودی درمیابید که موفقیت و سعادت بزرگی بدست اورده اید.
ریما » یه درخت نارنج که سبز بود و زیرش پراز نارنج که من داشتم جمعشون میکردم و ...
شما با افرادی نادان و ظاهر بین دوست شده اید که باید از انها دوری کنید ، بویژه مردی پست و خودخواه که برای تان دردسر افرین است.
سحر » خواب دیدم که مادر دوستم که 3 سال پیش فوت کردند توی یک ماشین کوچکی نشسته بودند و یک سری افرادی را سوار ماشین خود میکردند و بعضی از آن افراد را من میشناختم ... ما نگران از اینکه او به طرفمان می آمد و من در دل میگفتم که او میخواهد مرا ببرد و ... مادرش به کنارمان آمد و از ماشین پیاده شد و به من لبخند زد و گفت سوار شو و ... اما من سوار ماشین نشدم ...
لبخند مرده در خواب نشان دهنده شادی و رضایت اوست و برعکس تصور شما این خواب وحشت آور و ترسناک نیست ، شما بزودی از غم و اندوه رها میشوید و به آرامش میرسید ، این خواب نوید دهنده روزهای خوب آینده است ... مادر شما نیز عمری طولانی همراه با سلامتی خواهد داشت ، روزهای خوبی در انتظار شماست ، شاد باشید.
افشین » خواب دیدم كه از معازه طلا فروشي براي خواهرم طلا و زيورآلات ميخرم ...
با خواهرتان مشکلی خواهید داشت که شما را ناراحت میکند اما سرانجام با یکدیگر مهربان خواهید شد ، بهتر است کمتر ولخرجی کنید!
گیتی » خواب دیدم دوقلو زایمان کردم و کسی که دوستش دارم وقت زایمان پیشم بود ...
مشکلات تان برطرف شده و به آرزوها و اهداف خود خواهید رسید.
مسعود » در خواب نام الله را دیدم ...
موفقیت بزرگی در راه است ، موفقیتی که برایتان بسیار ارزشمند است.
پریسا » در خواب دیدم دارم سعی میکنم به یه نفر که تو جاده تنها و زخمیه کمک کنم ولی هی یه مانعی سر راه میومد که این کار رو مشکل کرده بود ...
شما افکار بسیاری برای رسیدن به موقعیتی بالاتر از موقعیت فعلی تان دارید اما موانعی بر سر راه شما هستند که باید برای رفع آنها تلاش کنید.
مونا » در خواب دیدم كسي را كه خيلي دوستش دارم و مدتي است ميانمان شكراب شده از پشت تلفن ميگفت خيلي عاشقمه ...
مشکلات شخصی شما برطرف شده و به آرزوی قلبی تان خواهید رسید.
الهه » در خواب دیدم از طرف کسی که دوستش دارم باردار هستم و اطرافیانم از دستم عصبانی هستن و من در حال گریه کردن هستم و ...
مشکلات و ناراحتی های زیادی به واسطه فرد مورد نظر برایتان ایجاد شده است ، به کمک مادرتان این مرحله را پشت سر گذاشته و از غم آسوده میشوید.
یاسمین » خواب دیدم انگار از طرف دانشگاه به من هدایایی اهدا شده یک بلوز سبزرنگ بود که جنس لطیفی داشت ... پوشیدم و رفتم جلوی آینه اتاقم و با لبخندی در آینه صورتم را میدیدم که یکی از ابروهایم در حالت عادی و ابروی چپم پر تر از آن یکی بود ...
درجه ایمان شما به دلیل کار خیری که در راه خدا انجام داده اید قوی تر شده است و تاثیر آن را در زندگی تان خواهید دید.
یاسمین » ... پسر جوانی که چهره تو دل برویی داشت آمد با من دست داد و با من روبوسی کرد و حسش در خواب قوی بود ... هر دو طرف صورت هم را بوسیدیم ... بعد دیدم یک کفشی را پوشیدم که خیلی در آن راحت هستم و ...
شما با فردی اشنا شده و ازدواج خواهید که عاشق و دلباخته شما میشود و شما نیز همین احساس را در مورد او خواهید داشت ، زندگی تان با او مملو از آرامش ، شادی و سعادت خواهد بود ... با توجه به زمان خواب وقوع آن بسیار نزدیک است.
گلاره » خواب دیدم با فردی که اشنا هستم در شهرم هستم ، ايشون رانندكى میكنه و منم كنارش نشستم و اون ميخواد منو به مقصد برسونه و ...
آشنایی شما با این فرد میتواند به نتایج خوبی منجر شود و همراه شدن با این فرد برایتان موفقیت و شادی بهمراه دارد.
مهسا » خواب دیدم مارمولک اومده تو رختخوابم و طوری وحشت میکنم که از خواب میپرم ...
علاقه به فردی دارید یا خواهید داشت که برایتان غم و اندوه و مشکلات عاطفی بهمراه دارد.
منیره » خواب دیدم با مردي كه آشناست در زمين وسيعي ميرفتيم و يك باغ بزرگي رسيديم كه ... باغ پر از درخت ميوه بود ... (در شرف جدايی هستم ) ...
تعبیر خواب شما پایان یافتن رابطه و یا عشقی طولانی است ، غم و اندوه زیادی به واسطه این جدایی برایتان ایجاد میشود که باید تحمل کنید.
آیسان » خواب دیدم بلال میخورم ولی متوجه شدم که دندون من سیاه شده و وقتی دست زدم به دندونم شکست و دیدم که جاش خالی موند و ...
موفقیتی بزرگ و خوشحال کننده خواهید داشت اما بدلیل به وجود آمدن مشکلات خانوادگی ، شیرینی این موفقیت از بین میرود.
صبا » خواب دیدم من را گروگان گرفتند و در حال فریاد زدن هستم و گریه میکنم و ...
در موقعیتی قرار میگیرید که احساس خیانت و حسادت نسبت به فرد مورد علاقه تان پیدا میکنید اما در نهایت سوء تفاهم ها برطرف شده و دوباره شادمان میشوید.
علی » خواب دیدم تمام دندان هایم تبدیل به قطعات فلزی شده اند و ناگهان در جلوی چشمم قطره ای بسیار درشت از عسل را دیدم که از درونش تصویر عمه پیرم که تقریبا 80 سال سن دارد نمایان شد ...
عمه شما فردی با ایمان بسیار زیاد است ، مشکلی برایتان ایجاد میشود که با دعاهای ایشان مشکل برطرف میشوند.
مریم » در خواب من به طور ناگهاني اتش ميگيرم و در اخر فقط استخوانهايم باقي ميماند
به اندازه اتشی که شما را سوزانده است مورد زنج و زحمت قرار میگیرید ، پشت سرتان نیز بدگوئی زیاد خواهد شد ، کمی به اطراف خود دقت کنید ، مراقب اعمال تان باشید تا دچار گرفتاری و بدبینی اطرافیان نشوید.
محیوش » خواب دیدم توی یه جای خلوت و خوش آب و هوام ... خانمی میاد ظرف حنایی به دست داره و با قلم مویی نازک روی ناخن یه دختر دیگه هم که اونجا بود رو حنا میزنه ... من خودم با قلم مو از توی کاسه حنا بر میدارم و روی دستم نقش و نگاری میکشم ... به دستم نگاه میکنم و روی دستم با همون حناهایی که زدم لفظ جلاله الله و محمد و علی با خط بسیار زیبایی نقش بسته ...
مشکلات و ناراحتی هایی در زندگی دارید ، انشاءالله با تقویت ایمان و توسل به این بزرگان مشکلات برطرف شده و غم و اندوه جایشان را به شادی و آرامش خواهند داد.
رویا » خواب دیدم برادرم میاد بهم میگه من و بابا یه چیزی خریدیم ... تو قفس مار کبری بود و از ترس داد زدم ... برادرم گفت نترس کاریت نداره و منم داد میزنم و میگم مگه نمیدونین من میترسم ...
پدر و برادرتان دست به کاری خواهند زد که ریسک بسیاری دارد اما در نهایت به موفقیت بزرگ و چشمگیری خواهند رسید.
منا » خواب دیدم فردی که به اون علاقه دارم به کودکی زیبا و لجباز تبدیل شده ودر حال اخم کردن است اما کم کم آرام شد و فقط به من نگاه کرد ...
فرد مورد نظرتان مشکلاتی در زندگی دارد که سبب غم و اندوهش شده است ، این فرد قدری کودک منش و بی منطق است و بدون تفکر در کارها تصمیم گیری میکند و در انجام کارها فردی بی اراده و ضعیف است ، اما شاید با کمک شما بر این مشکلات غلبه کند.
مرجان » خواب دیدم پدر مرحومم یک کمد که ایینه ی بزرگی روی در ان نصب بود را خریده و به خانه اورده و در اتاق برادرم گذاشت ...
بزودی اخبار خوشایندی خواهید شنید ، همچنین میتواند نوید آمدن خواستگاری خوب برای شما یا یافتن همسری پسندیده برای برادرتان باشد.
بهناز » خواب پدرم مرحومم را دیدم که لباس سفیدی پوشیده که روی سمت بازوش گلدوزی سبز رنگ شده است من ازدیدنش خیلی خوشحال شدم ... در حال رفتن تکه ای از لباسش دست من جا موند و من خیلی خوشحال بودم.
پدر شما مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار گرفته و در دنیای دیگر در خوشی و شادی است ، بزودی مالی حلال بدست تان خواهد رسید یا خبر بسیار خوبی خواهید شنید که زندگی تان را به نیکوئی متحول میکند.
شیما » خواب دیدم دختری که که تا مدتی با ما روابط دوستانه داشت اومدند ایران و به من یک مشمای پر بیسکوییت با طعم گیلاس داد که خودش درست کرده بود و من تند و تند میخوردم و از طعمش و دست پخت اون تعریف می کردم ...
سوء تفاهم ها و درگیری هایی میان شما و افرادی که از این شیرینی خورده اند با این فرد پیش خواهد آمد که سرانجامی بجز دعوا ، ناراحتی و غم ندارد ، بهتر است از این فرد دوری کنید.
آوا » خواب دیدم وسط شهرچندنفرنشستن دارن دعا میخونن، بعضی هاهم نماز میخوندن.ولی من همش بین اونا گاهی نماز میخوندم گاهی می نشستم دعا میخوندم.یه جا بند نبودم هرکسی رو میدیدم دعامیکنه با اونا همراه میشدم.ولی دوباره میرفتم سراغ گروه دیگه ...
امید خودتان را از دست ندهید ، انشاءالله حاجت تان روا میشود و بیمارتان شفا میابد ...
ندا » خواب دیدم كسي را كه با فردی که دوستش دارم سر سفره عقد نشستم ... و در عين خطبه عقد مدام ديگران را دعا ميکردم ...
آینده ای همراه با نیکبختی و سعادت در انتظار شماست و به اغلب اهداف تان خواهید رسید.
یلدا » خواب دیدم داخل آسانسوری گیرکردم که با سرعت وحشتناکی بالا پایین میره ...
مشکلات و نگرانی های زیادی دارید که تمام انرژی روحی و جسمی تان را از شما گرفته است ، اندکی صبور باشید ...
سعیده » خواب دیدم برای کار به هند رفته بودم و موهای بلند و زیبایی داشتم بعد رفتم آرایشگاه ، نمیخواستم موهامو کوتاه کنم ولی آرایشگر خودش موهامو کوتاه کرد ولی نه زیاد ...
سفری در پیش دارید که برایتان اندکی رنج و سختی بهمراه دارد ، همچنین ممکن است ناراحتی های کوچکی نیز در این سفر پیش بیاید که برطرف خواهد شد.
ملیکا » خواب دیدم ظرف شیری در دست یکی از دوستانم هست که با اصرار او شیر را می نوشم ولی بیشتر شیر حالت روی شیر یا همان سرشیر را دارد ...
به مهمانی و محفلی خواهید رفت که به شما بسیار خوش خواهد گذشت ، مقداری پول نیز به دستتان خواهد رسید که بسیار خوشحال تان میکند.
مهرنوش » خواب دیدم ورقه ای که دست فرد مورد علاقه ام بود را ربودم و شروع کردم به دویدن تا اینکه منو گرفت ... نسبت به این خواب احساس خوبی داشتم
خواب شما تعبیرش کامیابی و موفقیت برای شما و ایشان است.
هستی » خواب دیدم بستنی های گوناگونی ميخواستم بخرم و در بستني فروشي مادر بزرگم كه فوت كرده است حضور داشت و نصف قيمت آنرا داد و نصف ديگر را خودم دادم و بستني هاي خوشمزه اي خريدم ...
به سعادت و موفقیت بزرگی خواهید رسید که شما را غرق در شادی میکند ، نیمی از این موفقیت به واسطه تلاش هایتان است و نیمی دیگر هدیه و کمکی از جانب مادربزرگ مرحوم تان ، قدر این موفقیت و کامیابی بزرگ را بدانید و با خیرات برای مادربزرگ تان او را نیز در این خوش اقبالی سهیم نمائید.
سارا » خواب دیدم که لباس عروس سفید با گل های سفید پوشیده بودم ... بعد فردی یه لباس عروس دیگه بهم داد که مشابه قبلی بود و البته با این تفاوت که دور گلهاش یه هاله نازک خاکستری داشت و من اونو روی لباس عروس قبلی پوشیدم و ...
با فردی مهربان و درستکار اشنا خواهید شد و در همین زمان با فردی دیگر نیز اشنا میشوید که به نظرتان بهتر از فرد قبلی میباشد ، تصمیم میگیرید بدلایلی رابطه را با فرد جدید ادامه دهید اما بتدریج خواهید فهمید که دوستی با این فرد برایتان هیچ ثمری ندارد و ... به شک و تردید خواهید افتاد ... در انتخاب دوست یا شریک زندگی خوب دقت کنید و معیار را صداقت و نجابت فرد قرار دهید نه موقعیت و طبقه اجتماعی و ... تا به پشیمانی و حسرت دچار نشوید.
سارا » خواب دیدم ميخواهم چادري بدوزم به يك خانمي كه همسر سيدی بود گفتم و تاكيد داشتم كه در ماه شعبان انرا بدوزم ، ناگهان همسر اين خانم به من گفت كه بهتر است اين چادر را در روز دوم ذيحجه بدوزم و او گفت اين روز روز با بركتي است و ...
چادر در خواب احترام و عزت در محیط خانواده و همچنین عزیز شدن نزد همسر است ، قصد انجام کار خیری را دارید و میخواهید هرچه زودتر انجام شود ... اگر تاخیری ایجاد شد بدانید حکمتی در کار است و باید کمی صبر کنید.
آزاده » خواب دیدم که با یکی از همکاران مرد با قطار رفتیم کیش و ... با خودم گفتم مگه ما ازدواج کردیم که اومدیم سفر ... درپایان سفر هم با هم روبوسی کردیم و ...
ارتباط شما با این فرد به نتیجه خوب و رضایتمندی خواهد رسید ، او نیز به شما علاقه مند است و این یک عشق و علاقه دو طرفه است ، در کل سرانجام خوبی برای این ارتباط پیش بینی میشود که به ازدواح ، ارامش و سعادت منجر خواهد شد.
ثریا » خواب دیدم که شوهر عمه مرحومم که چند سال پیش فوت کرده میخواد ازدواج کنه ... دوگزینه برای ازدواج بهشون پیشنهاد میشه که ... این آقا یکی از این دو نفر رو انتخاب میکنه و به من هم یک بسته کادویی هدیه میده و ...
در خانواده شما فرزندی متولد میشود یا فرد جدیدی وارد میشود که قدمش خیر و پر برکت است ... تعبیر هدیه نیز برای شما رسیدن به مراد دل ، رضایت قلبی و شادی است.
سارا » خواب دیدم تو خواب دنبال فردی که دوستش دارم میگشتم و توی کوه کنار دامنه کوه بود و من باید میرفتم تا پیداش کنم ...
فرد مورد علاقه تان از نظر مالی و موقعیت اجتماعی از درجه بالاتری نسبت به شما برخوردار است و به همین دلیلی نیز امید چندانی در رسیدن به این فرد ندارید اما برعکس بخت و اقبال به شما رو میکند و ارتباط شما با این فرد وارد مرحله جدی ای خواهد شد ، کمی فروتن باشید.
بهناز » خواب دیدم پسری که چند سال با هم ارتباط داشتیم و رابطه مان قطع شده مرا بوسید و ...
این فرد سعی میکند ارتباط مجددی با شما برقرار کند اما هیچ تضمینی برای ازدواج به شما نخواهد داد ، بهتر است خوب دقت کنید تا بعدا دچار پشیمانی نشوید.
منیره » خواب دیدم روي بند كلي لباس شسته شده پهن كردم و يك پيراهن مجلسی مشكی بسيار زيبا را از روي بندگرفتم و پوشيدم ... ابروهايم نیز بسيار پرپشت و زيبا شده بودند ...
این بعد از مدت ها مشاجره و دعوا بلاخره رنگ شادی و ارامش را خواهید دید ، بزودی غم ها و ناراحتی ها جای خود را به شادی میدهند و دوباره در نزد دیگران محبوب میشوید و مورد احترام قرار میگیرید.
آرزو » خواب کار فرمایم گفت به دلیل رکود مراجعین قصد دارد کلینیک رو ببندد و مبلغی هم به عنوان تسویه حساب به من دادن و من خیلی در خواب گریه کردم و ...
خواب تغییر و تحولاتی در امور شغلی تان خواهید داشت که بر عکس تصور شما بسیار خوب است ، گاهی ما از پیشامدی اندوهگین میشویم اما ممکن است صلاح ما در ان پیشامد باشد ، این مورد نیز به همین صورت است و برای شما نوید دهنده فرصت های بهتری میباشد.
مرجان » خواب دیدم قبر پدرم در یک امامزاده است جلو رفتم و در حالی که به شدت گریه میکردم خاک ها را عقب زدم ناگهان پدرم چشمهایش را گشود و به من نگاه کرد ... دیدم پاهای پدرم بیرون مانده کمی خاک ریختم اما باز هم پاهایش بیرون بود و ...
خواب تغییر و دوست عزیز شما نگفتید پدرتان زنده هستند یا خیر ! ، اگر ایشان در قید حیات هستند عمری طولانی همراه با سلامتی خواهند داشت اما اگر مرحوم شده اند تعبیرش وصیتی انجام نشده یا نگرانی روحی ایشان است ، باید ببینید چه عملی باید انجام دهید تا ایشان به آرامش برسند.
آفاق » خواب دیدم کفشام یا گم میشن یا دزدیده میشن اما بعد پیدا میشن ... یه مدت قبل هم متوالیا خواب میدیدم دارم آرایش میکنم ...
شما فرصت هایی برای ازدواج داشته اید که به دلایل متفاوت این فرصت ها از دست رفته اند ... افرادی بدخواه و حسود دارید که پشت سر شما غیبت بسیاری میکنند اما کاری نمیتوانند بر علیه تان بکنند ، بزودی چند فرصت جدید برای ازدواج خواهید داشت ...
مریم » برادرم لب سكويی توی باغ سرسبزی نشسته بود و ان طرفش جايي بود پر برف برادرم داشت چندتا ساز را با هم ميزد و من وقتی امدم كنارش بعد از كمی گوش دادن شروع كردم به گريه كردن ...
میان شما و برادرتان مشکلاتی وجود دارد که موجب شده هر دو شما عصبانی و ناراحت شوید و البته برادرتان از شما بسیار ازرده خاطر شده است ...
مریم » خواب برادرم داشت دف عرشی ميزد ... از در امدم تو ديدم برادرم خسته است و چشماشو بسته بود رفتم دف را ازش گرفتم و شروع كردم همانطوری دف زدن و ...
دعوا و بگو مگوهای شما به جاهای ناخوشایندی رسیده است ، حرف هایی زده اید که برادرتان را بسیار رنجانده و باید این رنجش را از دل او بیرون اورید ، بدانید برادرتان یکی از پشتیبانان بزرگ شما در زندگی است و باید قدر یکدیگر را بدانید ، بدانید انتقادات او برای شما سودمند است ... حتما برای رفع این اختلاف تلاش کنید تا در آینده گره ای در زندگی و کارتان پیش نیاید.
مهرنوش » خواب دیدم دم اتوبوبس هستم و همه بچه های دانشگاه میخواستند برن مشهد خوانواده من هم از هم خواستن که برم ... سوار اتوبوس شدم و کلی گریه کردم ...
موقعیت جدیدی در زندگی برای شما پیش میاید که انتظارش را ندارید ، این اتفاق غیر متظره برایتان شادی و موفقیت زیادی بهمراه خواهد داشت.
مرجان » خواب دیدم دو انگشتر دارم که یکی بزرگ و پر نگین بود و یکی حلقه ای ظریف و ساده که بین ان دو نمیتوانستم انتخاب کنم ....
میان انتخاب شریک زندگی از میان دو نفر خواستگارتان مردد مانده اید ، یکی دارای موقعیت اجتماعی و مالی بسیار خوب و دیگری فردی دارای موقعیت معمولی و زندگی متوسط است ، باید در زمان تصمیم گیری خوب موقعیت ها را بسنجید تا اشتباه نکنید.
نیایش » خواب دیدم دارم سوره واقعه رو از حفظ میخونم و خودم در خواب از حفظ خوندن این سوره متعجب بودم ...
از گناهان تان توبه میکنید و راه درست را در پیش می گیرید و به همین دلیل مورد لطف خداوند قرار گرفته و به سعادت و خوشبختی در زندگی می رسید.
غزل » خواب دیدم مدیر متاهلم منو بوسیده ... البته علاقه مند بودنمان را به هم ابراز کردیم و ...
خواب شما تعبیرش خیانت است ، مدیرتان از روی هوس به شما علاقه متد شده و اینده این رابطه کوتاه خیانتی است که به شما میشود ، این خواب نوعی هشدار است ، قبل از انکه دیر شود و در اینده حسرت بخورید از او دوری کنید ...
مینا » خواب دیدم خونمون خیلی بلند بود طوری که نزدیک ابرها بود بعد یک تیکه ابر اومد جلو پنجره خونمون ... بعد اون ابر یک حرکتی کرد و یک سبد انداخت و دیدم درونش پارچه های سفید و سبزه ... بعد یک دفعه هوا کامل تاریک شد خونه ها خراب شد ... مردم تو یک صف بودن و به همه قرآن میدادن تا بخونن ... داشتم قرآن میخوندم مورچه ای اومد رو قرآنم که معنیش بخشیدن گناهانم بود ...
خواب شما تعبیرش رسیدن به موفقیت و شادی است ، در انجام کارهایی که شروع میکنید و اهداف تان به موفقیت زیادی میرسید ، همچنین در زندگی اینده تان خوشبختی و سعادت همراه شماست.
طوبی » خواب دیدم در کوچه مشغول پاک کردن سبزی برای اش نذری بودم ... گوشه چادرم مقداری بادام مغز شده دیدم مقداری به دخترخاله ام دادم و میخواستم به دختر همسایه بدهم که گفت برداشته اما من نفهمیدم ... یکی از همسایه ها هم گفت ختم سوره نسا دارد و من را دعوت میکرد ...
شما زندگی خوبی دارید و از ان راضی میباشد ؛ بزودی خبرهای خوبی خواهید شنید که شما را خوشحال میکند و اگر با شخصی مشکلی دارید برطرف خواهد شد ، مقداری پول بدست تان خواهد رسید که به دختر خاله تان نیز خواهید داد یا هدیه ای برایش خواهید خرید ، ممکن است کاری برای همسایه تان انجام داده باشید یا نیتی خیر مربوط به او داشته اید که منافعش به او رسیده یا خواهد رسید ... در مورد دعوت به ختم سوره نسا هم باز تعبیر مال میشود ، در کاری گروهی شرکت میکنید که هم برای شما و هم برای دیگران منفعت مالی خواهد داشت.
پرستو » خواب دیدم همسایه 2 بسته گوشت پخته برایمان اورد و ...
همسایه تان کار خیری انجام میدهد یا نذری ای میدهد که شما هم در خیر آن سهیم میشوید ، این سهیم شدن میتواند کمک در انجام ان یا حتی استفاده از این نذری یا ... باشد ، در کل تعبیرش خیر و برکت برای شما و ایشان است.
مهدی » خواب دیدم داخل صحن حرم امام رضا هستم متوجه ميشم ماه رمضان هست موقع افطار خادمين حرم دارن به زائران افطار ميدن بعد من در عالم خواب پيش خودم ميگم از امام رضا ميخوام منو به طرف مورد علاقم برسونه ...
خواب شما تعبیرش شادی و رسیدن به مراد دل تان است ، با توسل به این بزرگان میتوانید به مقصودتان برسید و سعادتمند شوید.

اطلاعات سايت