
مکتب درمانی کوک سوئی
كوك سوئي در فيليپين متولد شد و به گفته خود فن درمان با انرژي را نزد اساتيد چيني در چين فرا گرفت ، استاد اصلي او ميلينگ نام داشت.
او بيست سال از عمر خود را صرف كار و تحقيق در اين زمينه نمود و اطلاعات خود را به صورت كتابي به نام درمان با پرانا در دسترس عموم قرار داده است كه توسط انتشارات ساموئل وايزر منتشر گرديده است.
اين كتاب جنبه آموزشي بسيار قوي دارد ، در اين كتاب به نحوي زيبا و منسجم اساس كار انرژي درماني، همراه با تصاويري مناسب و گويا به رشته تحرير در آمده است، به صورتي كه براي هر فردي قابل استفاده است ، به علاوه در اين كتاب نحوه درمان انواع بيماري ها به صورت اختصاصي نيز تشريح شده است.
كوك سوئي در مورد خود ميگويد: نه روشن بين هستم و نه قدرت روحي فوق العاده اي دارم ، من فكر مي كنم هر كسي كه تمركز كافي براي خواندن يك كتاب را داشته باشد ميتواند اين علم را فرا گيرد، به شرطي كه واقعاً بخواهد و خود را تزكيه كند.
در كتاب درمان با پرانا ، ياد گيري اين فن به سه دوره مبتدي و متوسطه و عالي تقسيم شده است.
در قسمت انرژي درماني براي افراد مبتدي، اساس كار انرژي درماني تشريح شده است ، در قسمت انرژي درماني در حد متوسط انواع روش هاي نفس كشيدن براي كسب انرژي و چند نوع مراقبه و ورزش هاي جسمي تشريح شده است ، همچنين در اين قسمت خود درماني و روش هاي درمان از راه دور مورد بحث قرار گرفته است.
در قسمت انرژي درماني پيشرفته، درمان با رنگ هاي مختلف انرژي، انواع رنگ ها و موارد استفاده هريك ، نحوه باز كردن چاكراها و انرژي درماني پيشرفته روي انواع بيماري ها مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
كوك سوئي ميگويد افرادي كه نميخواهند اين نوع درمان را به عنوان كار اصلي خود داشته باشند ميتوانند آن را فرا گرفته و لااقل در خانواده خود آن را به كار ببندند.
او كار خود را بر اساس كار روي هاله انساني و چاكراها اعمال ميكند ، هاله بدن را بيوپلاسميك ميداند و م گويد : روشن بينان با قدرت روحي كه دارا شده اند قادرند ببينند كه همه افراد توسط يك قالب نوري احاطه شده اند و اين قالب علاوه بر اينكه در اطراف بدن است در اعضاء بدن نيز وجود دارد يعني ما علاوه بر چشم هاي فيزيكي چشم هاي بيوپلاسميك و همانند طحال خود طحال بيوپلاسميك داريم كه او آنها را همتاي بيوپلاسميك مينامد.
كانال هاي بيوپلاسميك مانند رگ هاي بدن فيزيكي كه خون در آنها جاري است در بدن قرار دارند كه بيوپلاسما در آن جريان پيدا مي كند و در سرتاسر بدن پخش ميشود ، انرژي توسط چرخه هاي بيوپلاسميك كه به آنها چاكرا ميگويند وارد و خارج بدن ميشود.
بدن بيوپلاسميك و بدن فيزيكي به قدري به هم وابسته اند كه هر عاملي كه روي يكي از آنها اثر بگذارد روي ديگري نيز تأثير ميكند ، مثلاً اگر حنجره بيوپلاسميك دچار اختلال شود تظاهرات آن به صورت سرفه و لارنژيت در بدن فيزيكي بروز مينمايد و یا اگر جائي از بدن زخم شود از آن ناحيه پرانا به خارج منتشر ميشود.

روشن بينان مي بينند كه بدن فيزيكي از روي بدن بيوپلاسميك قالب ريزي شده و شكل گرفته است و همچنين افكار ارادي و غيرارادي هر فرد روي بدن بيوپلاسميك او اثر گذاشته و تغييراتي ايجاد مي كند و بنابراين :
1- بدن زنده در حقيقت دو بدن است ، يكي جسم قابل رويت فيزيكي و ديگري جسم اثيري.
۲- جسم اثيري وسيله انتقال پرانا يا انرژي معنوي است.
3- پس از قطع اعضاء فيزيكي، جسم اثيري باقي ميماند و به همين جهت شخصي كه قطع عضو شده هنوز آن عضو را حس ميكند و يا در آن ممكن است درد احساس نمايد.

كوك سوئي معتقد است كه پرانا از محيط اطراف يا خورشيد يا درختان ميتواند گرفته شود و طريقه گرفتن انرژي را توسط تنفس ريتميك در كتاب خود شرح ميدهد ، مراحل درمان در روش كوك سوئي به شرح زير است :
۱- دعا و توجه به خداوند
2- حساس كردن دست ها براي دريافت انرژي و معاينه هاله بيمار
3- بررسي هاله بيمار
۴- تميز كردن موضعي يا عمومي هاله بيمار
5- دادن انرژي به بيمار
۶- تثبيت انرژي داده شده به بيمار
كوك سوئي معتقد است هر درمانگر بايد در درجه اول به خداوند و در درجه دوم به كار خود عميقاً و قلباً و صددرصد معتقد باشد ، دعا و توجه به خدا قبل از شروع كار جزء اصول كار او است ؛ او ميگويد : شما هر مذهبي كه داريد ميتوانيد با توجه به آن دعاي مورد نظر خود را بخوانيد ، من معمولاً از اين دعا استفاده ميكنم : خداوندا مرا وسيله شفا قرار ده و اجازه عطا فرما كه تمام وجودم پر از مهربانی براي رنج ديدگان شود ، اجازه فرما كه قدرت شفاي تو و قدرت بازسازي تو از طريق وجود من منتقل شود ، با همه ايمانم ترا شكر مي كنم.
تميز كردن هاله ها شامل زدودن مواد زائد بيوپلاسميك است ، اين مواد مي توانند براي درمانگر نيز بيماري ايجاد كنند و بنابراين بايستي دور ريخته شوند. ك
وك سوئي مي گويد آب اين مواد آلوده را در خود حل ميكند و افزودن كمي نمك به آب كمك ميكند تا اين مواد حل شده ديگر خاصيت بيماريزائي نداشته باشند و به همين جهت درمانگر با دست خود هاله بيمار را پاك ميكند و مواد زائد بيوپلاسميك را در يك سطل حاوي آب نمك مياندازد.
كوك سوئي ميگويد درمانگر بايستي اصول اخلاقي زير را رعايت كند
1- اين وظيفه درمانگر است كه بيمار را از بيماري نجات دهد
2- درمانگر اجازه دارد مبلغ عادلانه اي را در مقابل كارش از بيمار دريافت نمايد ولي هرگز نبايد مبالغ هنگفتي را كه پرداخت آن براي بيمار ميسر نيست مطالبه كند
3- تحت هيچ شرائطي درمانگر حق ندارد بيماري را كه به دليل فقر هزينه پرداخت معالجه را ندارد رد كند
4- درمانگر بايستي تمام اطلاعات مربوط به بيماري مراجعين را مانند رازي بسيار محرمانه حفظ كند
5- تحت هيچ شرائطي درمانگر حق ندارد از انرژي اي كه در اختيار دارد سوء استفاده نمايد
برای مشاهده مطالب بیشتر اینجا را کلیک کنید








آمار و اطلاعات سایت
